تو از من
من از دل
تو می خندی ............من می خندم
تو به من
من به روزگار
تو می گریزی ..............من می گریزم
تو از عشق
من از خاطره
تو می روی ..................من می روم
تو از اینجا
من از...............اینجا
کاش می فهمیدی از اینجا ........تا....... اینجا
چقدر فاصله است !!!
طبقه بندی: برای عزیــــــــــزم،
بی هیچ تـردیـد
بی هیچ محـ دودیـ ت
ترسـ ـی از بیـان ِ احسـاس نـدارم
دلتنگ ِ توام . . .
طبقه بندی: برای عزیــــــــــزم، راز، تنهایی،
غرش فریادها را نشنوم
آمدم تا با نسیم کوی تو
تلخی مرداب ها را برکنم
میگریزم از شب وتاریکی اش
تا به نور دیده ات راهی شوم
میبرم برآسمان دستم مدام
تا که در میخانه ات ساقی شوم
زادگاهت قبله ی عشق منست
دیدگانت مهر جاویدان من
من قسم جز نام تو کی میخورم؟
ای که دستان تو معبدگاه من...
طبقه بندی: برای عزیــــــــــزم، راز،

بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک
میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک
تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا
و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز
از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا
یه کیک خیلی خوش طعم ،با دو تا شمع روشن
یکی به نیت تو یکی از طرف من
الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم
به خاطر و جودت به افتخار بودنت
تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی
با یه گریهی ساده به دنیا بله گفتی
ببین تو آسمونا پر از نور و پرندس
تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس
تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن
همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس
واسه تولد تو باید دنیا رو آورد
ستاره رو سرت ریخت تو رو تا آسمون برد
اینا یه یادگاری توی خاطره هاته
ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد
تولدت عزیزم پراز ستاره بارون
پر از باد کنک و شوق ،پر از آینه و شمعدون
الهی که همیشه واسه تبریک امروز
بیان یه عالم عاشق ،بیاد هزار تا مهمون
![]()
![]()
امروز فقط روز توست،میخوام دنیا بدونه
برای جشن زیبات،می خونم عاشقونه
تو اومدی به دنیا،تو قلب من نشستی
خوش آمدی عزیزم که عشق من تو هستی
منم تا دنیا دنیاست،قدر تو رو می دونم
امروز تولد توست،از ته دل می خونم
تولدت مبارک،مبارک و مبارک
تولدت مبارک،مبارک و مبارک


احمدم
؛ ای عشق جاویدانم
؛
تولــــدت مبارک

طبقه بندی: راز، برای عزیــــــــــزم،

شب تولدت شد و نیستم اما کنار تو
کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو
درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم
بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم
میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم
از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم
من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون
چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون
به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم
هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم
تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم
کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش
بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش
با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک
با ل فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک
عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک
فقط می خوان بهت بگن :
.
.
.
تولدت مبارک...

طبقه بندی: راز، برای عزیــــــــــزم،

همیشه دوست دارم
آنگونه در آغوشت بخوابم
که خدا پیدایم نکند
خیال کند
اشتباهی به تو
دو روح داده است...
طبقه بندی: راز، برای عزیــــــــــزم،

چند روزه ما دور از همیم ، چند روز از اون روزا گذشت
یک لحظه چشم بستم ببین یک عمر از دنیا گذشت
ما پا به پای زندگی تسلیم تقدیریم و بس
یک شب به دنیا اومدیم هرلحظه میمیریم و بس
امشب به غیر از یاد تو با من کسی همخونه نیست
امشب به فریادم برس اینجا کسی دیوونه نیست
اینجا کسی دیوونه نیست اینجا همه بی دل شدن
از نیمه ها دل کندن و بی هم همه کامل شدن
اینجا اصول غربت و هر شب رعایت میکنن
اینجا به هر دلبستنی بی عشق عادت میکنن
امشب به غیر از بودنت چیزی دوای درد نیست
با تو کنار زندگی جایـــی برای درد نیــــست...
طبقه بندی: راز، برای عزیــــــــــزم،

آسمان به دریا گفت:
این بالا خیلی خوبه همه جا رو میشه دید
دریا گفت:
این پایین از اون بالا خیلی بهتره چون فقط تورو میشه دید.
طبقه بندی: راز، برای عزیــــــــــزم، تنهایی،
درد تاریکیست درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینهها
سینه آلودن به چرک کینهها
در نوازش، نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن
زر نهادن در کف طرارها
گمشدن در پهنهی بازارها
آه، ای با جان من آمیخته
ای مرا از گور من انگیخته
چون ستاره، با دو بال زرنشان
آمده از دوردست آسمان
از تو تنهاییم خاموشی گرفت
پیکرم بوی هماغوشی گرفت
جوی خشک سینهام را آب، تو
بستر رگهام را سیلاب، تو
در جهانی اینچنین سرد و سیاه
با قدمهایت قدمهایم به راه
ای به زیر پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گیسویم را از نوازش سوخته
گونههام از هرم خواهش سوخته
آه، ای بیگانه با پیراهنم
آشنای سبزه زاران تنم
آه، ای روشن طلوع بیغروب
آفتاب سرزمینهای جنوب
آه، آه ای از سحر شادابتر
از بهاران تازه تر سیرابتر
عشق دیگر نیست این، این خیرگیست
چلچراغی در سکوت و تیرگیست
عشق چون در سینهام بیدار شد
در طلب پا تا سرم ایثار شد
این دگر من نیستم، من نیستم
حیف از آن عمری که با من زیستم
ای لبانم بوسهگاه بوسهات
خیره چشمانم به راه بوسهات
ای تشنجهای لذت درتنم
ای خطوط پیکرت پیراهنم
آه میخواهم که بشکافم ز هم
شادیم یکدم بیالاید به غم
آه، میخواهم که برخیزم زجای
همچو ابری اشک ریزم هایهای
این دل تنگ من و این دود عود؟
در شبستان، زخمههای چنگ و رود؟
این فضای خالی و پروازها؟
این شب خاموش و این آوازها؟
ای نگاهت لای لای سِحربار
گاهوار کودکان بیقرار
ای نفسهایت نسیم نیمخواب
شسته از من لرزههای اضطراب
خفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیاهای من
ای مرا باشور شعر آمیخته
اینهمه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی
طبقه بندی: برای عزیــــــــــزم، راز،
با من بمان تا از خورشید مهربانی بسرایم.
تا عطر شكوفه های درخت بید مشك را حس كنم.
تا آهویی شوم در میان مرتع چشمان زیبایت.
وطلوعی شوم در افقهای نیلگون زندگیت ...
طبقه بندی: برای عزیــــــــــزم، تنهایی، راز،
دلت
تنگ است میدانم ، قلبت شکسته است می دانم ، زندگی
برایت عذاب است میدانم ،
دوری برایت سخت است میدانم … اما
برای چند لحظه آرام بگیر
عزیزم …
گریه
نکن که اشکهایت حال و هوای مرا نیز بارانی می کند ، گریه
نکن
که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد … آرام باش عزیزم ،
دوای
درد تو گریه نیست!
بیا
و درد دلت را به من بگو تا آرام بگیری ، با گریه خودت را آرام نکن...!
با
تنهایی باش اما اشک نریز ، درد دلت را به تنهایی بگو زمانی که تنهایی!
گریه
نکن که اشکهایت مرا نا آرام میکند .! گریه نکن چون گریه تو را
به
فراسوی دلتنگی ها میکشاند ! گریه نکن که چشمهایم طاقت این
را
ندارند که آن اشکهای پر از مهرت را بر روی گونه های نازنینت
ببینند
، و دستهایم طاقت این را ندارند که اشکهای چشمهایت را از
گونه
هایت پاک کنند .! گریه نکن که من نیز مانند تو آشفته می شوم!
ادامه مطلب
ای مسافر
ای جدا ناشدنی
گامت را آرام تر بردار
از برم آرام تر بگذر
تا به کام دل ببینمت
بگذار از اشک سرخ
گذرگاهت را چراغان کنم
آه که نمیدانی
سفرت روح مرا به دو نیم میکند
و شگفتا که زیستن با نیمی از روح ، تن را می
فرساید
بگذار بدرقه کنم
واپسین لبخندت را
و آخرین نگاه فریبنده ات را
مسافر من
آنگاه که می روی
کمی هم واپس نگر باش
ادامه مطلب
طبقه بندی: راز، برای عزیــــــــــزم،
با
سلام .عشق یکی از مقوله های مهم زندگی میباشد که هر انسان حداقل یک
بار در زندگی خود این علاقه ی شدید قلبی را احساس میکند.
حال اگر عاشق شده اید یا میخواهید کسی را دوست داشته باشید
یک تست عاشقی برایتان توسط وبلاگ موبدونی آماده کرده ام تا خود ومعشوقتان را
بشناسید.
به این سوالات جواب دهید و نتیجه آن را در ادامه مطلب
مشاهده کنید
سوال
اول:
شما به طرف خانه کسی که دوست دارید می روید.
دو راه برای رسیدن به انجا وجود دارد:
▪ یکی کوتاه و مستقیم است که شما را سریع به مقصد می رساند
ولی خیلی ساده و خسته کننده است
▪ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پر
از مناظر زیبا و جالب است.
حال شما کدام راه را برای رسیدن به خانه محبوبتان انتخاب می
کنید؟راه کوتاه یا بلند؟
سوال
دوم:
در راه دو بوته گل رز می بینید .یکی پر از رزهای قرمز و
دیگری پر از رزهای سفید.شما تصمیم می گیرید ۲۰ شاخه از رزها را برای او بچینید.
چند تا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب می کنید
(شما می توانید یا همه را یا از ترکیب دو رنگ انتخاب کنید)
سوال
سوم:
بالاخره شما به خانه او می رسید .
یکی از افراد خانواده در را بر روی شما باز می کند.
شما می توانید از انها بخواهید که دوستتان را صدا بزند.
یا اینکه خودتان او را خبر کنید.
حالا چکار می کنید؟
سوال
چهارم:
شما وارد منزل شده به اتاق او می روید ولی کسی انجا نیست.پس
تصمیم می گیرید رزها را همان جا بگذارید.
ترجیح می دهید انها را لب پنجره بگذارید یا روی تخت؟
سوال
پنجم:
شب می شود شما و او هر کدام در اتاقهای جداگانه ای می
خوابید.صبح زمانی که بیدار شدید به اتاق او می روید:به نظر شما وقتی که انجا می
روید او خواب است یا بیدار؟
سوال
اخر: وقت برگشتن به خانه است ایا راه کوتاه و ساده را انتخاب می کنید؟
یا ترجیح می دهید از راه طولانی و جالب تر بوید؟
ادامه مطلب
طبقه بندی: برای عزیــــــــــزم، راز،
طرز تهیه موفقیت
مواد لازم:
١- یك عدد هدف
٢- یك فنجان باور مثبت
٣- نصف لیوان مغز (خواهشا
سالم!)
٤- یك قاشق میوه خوری
شعور
٥- توكل (هر چه بیشتر
بهتر)
٦- سر سوزن تلاش
٧- علاقه و انگیزه به
میزان لازم
طرز تهیه:
ابتدا شماره ی ١ را شماره
ی ٢ با حرارت ملایم خوب بپزید. سپس به آن
شماره ی ٤ را اضافه كنید
و خوب هم بزنید.
آشپزهای عزیز دقت كنید
كه اگر حرارت شما زیاد باشد اهدافتان ذغال می شود!
بعد از اینكه عملیات پخت
كامل شد هدف را مقابل خودتان
قرار دهید و به آن خیره
شوید.
با استفاده از شماره ی
٣ آن را دست یافتنی و نزدیک تصور کنید.
سپس با شماره ی ۷ به طرف
آن حرکت کنید
و «از موانع سر رهتان٬ پلکان صعود بسازد.»
شماره ی ۶ را به طور مستمر بکار ببندید
و در طول راه با نگاه هایی مملو از شماره ی ۲ نظاره
گر موفقیت باشید.
راستی! یادمون نره٬ شماره
ی ۵ بهترین طعم دهنده ی این نوع غذاهاست
که اگه نباشه غذامون خورده نمیشه!
طبقه بندی: برای عزیــــــــــزم،
تبلیغات 



